تبليغاتX
setayesh

setayesh

jok sms aks sher asheghane

شب سیاه و بارونی . نم نم بارون رو روی گونه های یخ زدم احساس می کردم . باد پاییزی موهام رو به هر طرفی می برد .

آسمون دلش گرفته بود. ابرهای خشمگین بدون هیچ هدفی با سرعت حرکت می کردن . انگار که از غم بزرگی فرار می کردن . دیگه ستاره ها هم حال بیرون اومدن از دل آسمون رو نداشتن .
سردم شده بود . سرم رو انداختم پایین . چشمم به اون گل رز سیاه اوفتاد که توی دستم گرفته بودم . چند قطره اشک از روی گونه هام به روی زمین اوفتاد . آهی کشیدم و به
آسمون سیاه نگاه کردم .

خدایا .... چرا ؟چرا ؟
چرا باید همیشه اون چیزی رو که می خوای نمی شه . چرا من ؟ چرا .... . علف های اطرافم با هر حرکت باد به این طرف و اون طرف می رفتن . انگار طاقت شنیدن حرف های من رو نداشتن .

خم شدم و نشستم روی سنگ سردی که کنارم بود . اطراف اون سنگ پر بود از گل های رز قرمز . نور کم سوی مهتاب روی اون سنگ مرمره سیاه خود نمایی می کرد . آه .

روی سنگ رو دوباره نگاه کردم . با خوندن نوشته ی روی سنگ قلب یخ زده ی من دوباره شکست .

خیلی سخته وقی کنار سنگ قبر عشقت بنشینی . خیلی سخته کنارش نشسته باشی و نتونی باهاش حرف بزنی .

حالا می فهمی چرا آسمون دلش گرفته ؟؟؟  حلا می فهمی چرا دیگه ستاره ها حال بیرون اومدن از دل آسمون رو ندارن ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:15  توسط setayesh  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 21:32  توسط setayesh  | 

                     
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 21:30  توسط setayesh  | 

                
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 21:23  توسط setayesh  | 

گاه می اندیشم

سلام جدد به همه شما عزیزای دلم میخواستم بگم نظر حتما یادتون نره دوستون دارم

گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد
آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي

روي خندان تو را

كاشكي مي ديدم

شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر
كه عجيب عاقبت مرد
افسوس

كاشكي مي ديدم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 7:56  توسط setayesh  | 

 

دو خط موازی زاییده شدند

پسرکی در کلاس درس آنها را روی کاغذ کشید

آنوقت دو خط موازی چشمشان به هم افتاد

در همان یک نگاه قلبشان تپید و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند

خط اولی نگاه پر معنایی به خط دومی کرد و گفت :

ما میتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم

خط دومی از هیجان لرزید !

خط اولی گفت :

... و خانه ای داشته باشیم در یک صفحه ی دنج کاغذ . من روز ها کار میکنم

می توانم خط کنار یک جاده متروک شوم

یا خط کنار یک نردبام ...

خط دومی گفت : من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم

در همین لحظه معلم فریاد زد دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند و بچه ها تکرار کردند...

دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند مگر اینکه یکی از آنها شکسته شود و من خود را شکستم ... .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 17:34  توسط setayesh  | 

قلب

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 17:31  توسط setayesh  | 

ادمها واقعا خطرناک هستند

ببین خنده دار نخواهد بود

اگر تمام جانوران باغ وحش آزاد شوند

و به من و تو نگاه کنند ؟

و خنده دار نخواهد بود

اگر آنها ما را توی قفس بگذارند

و کانگوروها و خروس جنگی ها پشت قفس سن ما را حدس بزنند

و خنده دار نخواهد بود

اگر کرکدن ناگهان فریاد بزند :

"زیا د به قفس نزدیک نشوید من می ترسم

چون آدمها واقعا خطرناک هستند.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 20:22  توسط setayesh  | 

زیبا

خیلی قشنگ نیست؟ 

خداوندا! آنانكه همه چيز دارند مگر تورا ... به سخره ميگيرند آنانكه هيچ چيز ندارند مگر تورا

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 20:20  توسط setayesh  | 

خود کشی

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 17:52  توسط setayesh  | 

عشقولانه

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 1:34  توسط setayesh  | 

رویا3

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 1:33  توسط setayesh  | 

رویا 2

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 1:32  توسط setayesh  | 

رویا

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 1:31  توسط setayesh  | 

ماه من

ماه را گفتم که : ماهِ من کجاست ؟

گفت : هر شب روی در روی منست .

در دل شب هرکجا مهتاب هست، ماهِ تو بازو به بازوی منست

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 1:16  توسط setayesh  | 

عشق

 
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 1:5  توسط setayesh  | 

                       
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 21:23  توسط setayesh  | 

سلام
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 14:42  توسط setayesh  | 

اس ام اس

شیطان اعلام کد تا میتوانید گناه کنید ........................................

چون سهمیه سوخت جهنم تموم شده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

برو پایین خیلی باحاله

          ......

          ......

باحال باحال باحال

باحال باحال باحال

 

 

ترکه و لره داشتن با هم حرف مي زدن: لره: تو کجا به دنيا اومدي؟ ترکه: تو بيمارستان!! لره: آخي مريض بودي؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 0:45  توسط setayesh  | 

راجع به خودم

 

 من ستایشم 18 سالمه تهران زندگی میکنم سعی دارم معماری تهران قبول شم عاشق فیلمم همه جوره تصمیم گرفتم تو وبلاگم همه چی داشته باشم تا همه دوستام راضی باشن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 0:35  توسط setayesh  | 

حرف اول

سلام به توکه برای اولین بار وارد وبلاگم شدی و همچنین اونایی که مشتری پروپاقرص نوشته هامن به همتون خوش امد میگم ولی حالا که اومدی تو باید قوانین وبلاگمو رعایت  کنی                                                                                                                            

اول اینکه نظر یادت نره و دوم این که هرکی میاد باید باهام دوست بشه میدونی چرا ؟

واسه اینکه میخوام رکورد دوستی بزنم میخوام وبلاگم به یه دردی بخوره قول میدم هر کاری ازدستم بر بیاد در راه دوستیمون انجام بدم و تا اخر عمر به دوستیمون وفاداربمونم

حالا اگه میخوای یه دوستی واقعی داشته باشیم مشخصاتتو برام بنویس    

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 0:26  توسط setayesh  |